حسن حسن زاده آملى

176

هزار و يك كلمه (فارسى)

و هيأت ذاتى خود نبود ، اصلا از او فعلى به ظهور نرسيدى . كدام قسم از اقسام فاعل را بر حق سبحانه بايد اطلاق كرد ؟ حالا كه اقسام فاعل را دانسته‌ايم ، ببينيم كدام يك از آنها را بر بارى تعالى مىتوان اطلاق كرد ؟ صدر المتألّهين در اسفار فرمود : جمعى از طباعيه و دهريه ، قائلند كه : « مبدأ كل ، فاعل باطبع است . » ، و جمهور متكلمات قائلند كه : « فاعل بالقصد است » . و شيخ رئيس ، موافق جمهور مشاء ، قائل است كه : « فاعليت حق تعالى مر اشياء خارجى را بالعنايه است ، و مرصور علميهء حاصل در ذات بارى را بنابر رأى ايشان كه صور را زائد بر ذات دانستند ، بالرضا است . » ، و صاحب اشراق ، به تبع حكماى فرس و رواقيان قائل است كه : « مبدأ كل ، فاعل بالرضا است » « 1 » . اين بود كلام آن جناب كه نقل به ترجمه كرده‌ايم ، و خود او قائل است كه حق تعالى فاعل بالتجلى است . طبيعى و دهرى ، مبدأ كل را « فاعل بالطبع » مىداند ، يعنى مبدأ را مادّه مىدانند و قائل به متافيزيك ، اعنى ماوراى طبيعت نيستند . بسيار جاى شگفتى است كه اين گروه چگونه خود را فراموش كرده و به خود اجازه داده‌اند كه وحدت صنع و تدبير نظام احسن و اتقن عالم را كه ديده از تماشاى آن خيره مىماند و شاه خرد در تصوّر آن مات است ، به طبيعت عديم الشعور كه از وى بر وتيرهء واحد جز يك فعل بيش صورت نمىگيرد ، نسبت دهند ؟ ! اين رأى فائل ، از كثرت شناعت و دنائت آن ، قابل تعقيب نيست ، و سخن دربارهء آن گفتن ، آب در غربال بيختن و باد در هاون سودن است . و در حقيقت آن كه در فاعل كل ، قائل به فاعل بالطبع است ، از فطرت انسانى منسلخ است . در ديوان راقم آمده است :

--> ( 1 ) . ج 2 ، ص 224 ، ط 2 .